مرتضى مطهرى

305

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است . او يك كتابشناس و فهرست نويس است نه مورخ . كتاب معروف او كشف الظنون است كه فهرست كتب است و در فن خود با ارزش مىباشد . جمله‌اى كه از او نقل شده دو قسمت است . قسمت اول اين است كه « عرب در صدر اسلام علومى را كه مورد توجه قرار مىداد سه قسمت بود : زبان ، ديگر احكام شريعت ، سوم پزشكى كه اندكى قبلًا هم از آن بهره داشت و بعلاوه مورد نيازش بود ، ولى به علوم ديگر نمىپرداخت زيرا نمىخواست پيش از آنكه پايه‌هاى اسلام استوار شود علوم بيگانه در ميان مردم رايج گردد » . سخن حاج خليفه تا اينجا سخن درستى است . ما در بخش « خدمات ايران به اسلام » آغاز و كيفيت نشوونماى علوم را در اسلام بررسى خواهيم كرد . علوم اسلامى از قرائت ، فقه ، دستور زبان آغاز گشت . در ابتدا توجهى به علوم فلسفى يا طبيعى يا رياضى نبود . تدريجاً به اين علوم توجه شد . قسمت دوم سخن حاج خليفه اين است : « حتى گفته مىشود كه عرب هنگام فتح شهرها كتابهايى كه به دست مىآورد مىسوخت » . مىبينيم كه حاج خليفه نيز با اينكه مورخ نيست ، نكته‌اى را كه اهل نقل و روايت رعايت مىكنند رعايت كرده است ؛ نگفته است كه عرب هنگام فتح شهرها كتابها را مىسوزانيد كه اظهار نظر و تأييد در قضيه محسوب شود ، مىگويد : « گفته مىشود چنين . . . » . شك ندارد كه در زمان حاج خليفه كه در قرن يازدهم بوده چنين سخنى گفته مىشده است . چهار قرن بوده كه اين سخن گفته مىشده و طبعاً قرن به قرن بيشتر بر سر زبانها مىآمده است . مثل اين است كه ما امروز بگوييم گفته مىشود و بسيار هم گفته مىشود كه مسلمانان صدر اول هر جا كتابى مىيافتند مىسوختند . اگر ما امروز چنين سخن بگوييم دروغ نگفته‌ايم ؛ چنان كه ديديم از زمان عبد اللطيف و ابوالفرج و قفطى شروع شد . پس حاج خليفه علاوه بر اينكه مانند عبد اللطيف و ديگران سندى و مأخذى ذكر نكرده است ، چيز تازه‌اى نگفته است ؛ آنچه را كه در افواه در زمانش گفته مىشده با صيغهء فعل مجهول ( و يُروى ) به نشانهء غيرقابل اعتماد بودن منعكس كرده است . بعد از عبد اللطيف افراد ديگرى عين عبارت عبد اللطيف را در كتابهاى خود منعكس كرده‌اند كه چون معلوم است نقل سخن عبد اللطيف است قابل بحث و